سالگرد فوتش یکی از شب جمعه های آذر بود هشت سال پیش شایدم امروز سالگردش هست. پیر زن مسن سالم و خوش اخلاق و خوشگلی بود. امروز صبح بعد اذان درست همون ساعتهایی که ما رو ترک کرد خوایش رو دیدم تو خونه خودش پیش عمو و پسر عموم خوابیده بود بعد از مشاجره ای که با عموم داشتم بهم گفت ببخشمشون. دیگه بیدار شدم. دلم براش تنگ شده.
پ ن: عموم بعد مدتها همینطوری زنگ زده بود موبایلم احوال پرسی. |