ته خط

همیشه آخر خط ..............

ته خط

همیشه آخر خط ..............

بانوی من

چیزی که امروز می نویسم هیچ مناسبت تقویمی نداره فقط به خاطر اتفاقات امروز هست.

صبح با خواب سیل و چند نفری که گم شده بودن و رفته بودم برا نجاتشونُ خیس عرق بیدار شدم. ظهر دکتر زنگ زد و گفت با یکه از همکارام که دوست صمیمیم هم هست برین برا ختم قائله ای که یه تعداد از بچه ها با نیروی انتظامی پیش آوردن منم رفتم موضوع زیاد جدی نبود و بالاخره حل شد. بعدش دوستم اشاره به مطلبی کرد که مادربزرگ من همیشه میگه:

این مادر بزرگ من که تو چند پست قبلی بهش اشاره کردم کلا افکارهای متضاد باهمی داره نمونتاْ توانایی زنان رو باور نداره در عین حال همیشه پشت سر مردها بد میگه و معتقده که همشون موجودهای پستی هستن یه مثل هم داره که همیشه می زنه و میگه همه این مردها به زور بازو و شجاعتشون می نازن و تو شهامت حضرت علی رو مثال می زنن در حالیکه اون وقتی دشمناش اومدن پشت در خودش قایم شد و فاطمه رو فرستاد که باردار بود و او چه مظلومانه کشته شد و در ۱۴۰۰ سال گذشته کسی نگفت که به خاطر چی شنکجه و کشته شد فقط گفتند پدرش مژده مردنش رو بهش داده بود و او را پشت در گذاشتند.

بانوی من چه مظلومانه به شهادت رسیدی! 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد